درباره

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات


آرشيو

خبرنامه

آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته گذشته : 1
بازدید ماه گذشته : 64
بازدید سال گذشته : 199
کل بازدید : 199

پی یر بنار , متولد ۳ اکتبر ۱۸۶۷ , از آخرین نسل نقاشان پست امپرسیونیست و یکی از مهم ترین و تاثیرگزارترین نقاشان سرآغاز عصر مدرن به حساب می آید .

اخبار سیاسی

گالری شمیس

شروع کار او را میتوان متاثر از نقاشی شرق دور و همچنین پل گوگن , دیگر نقاش پست امپرسیونیست دانست

نخشتین تجربه های نقاشانه ی بنار , غالیا در باغ خانه پدری شکل گرفت . اما سرانجام برای جلب رضایت پدر ناچار به تحصیل در رشته ی حقوق شد و پس از اخذ مدرک اش مدتی به وکالت پرداخت تا زمانی که توانست در سال ۱۸۸۸ اولین اثر هنری تجاری خود را ( که یک پوستر بود ) در ۲۱ سالگی به فروش برساند .

این باعث شد خانواده بپذیرد که او به عنوان هنرمند هم میتواند شغل و درامد داشته باشد .

آنچه اما امروزه از نگرش ها و افکار هنرمند در دسترس می باشد بسیار اندک است . ازاین رو شاید بررسی آثارش بتواند به درک روحیات و شخصیت فکری و هنری او کمک نماید .

بنار از جمله نقاشان رنگ گرایی است که با بهره گیری از ساختمان رنگی پیچیده ی همزمانی توانسته است فضاهایی با کنتراست همزمانی را شکل دهد .

او با بکارگیری جسورانه ی رنگ در چنین ساختمان رنگی متنوع و پیچیده , فضاهایی منحصرا بناری خاق کرده است .

آنچه او شکل میدهد عموما برگرفته از فضای زندگی شخصی خود اوست .

فضایی پرنور , لطیف , با اشیایی آشنا و پارچه های طرح دار , بخصوص طرح هایی هندسی , به تاثیر ازچاپ های ژاپنی , عموما فضای نقاشی های او را شکل میدهند .

فرایند شکل گیری نقاشی های بنار با اتودهای ذهنی از چند فیگور و عناصر دیگر به هدف یافتن محل قرارگیری عناصر آغاز میشود .

رنگ مقوله ی بعدی است .

او , در عین حال کمپوزیسیون هایی طولانی مدت خلق میکند که در طی نقاشی اش دچارحذف و اضافه های بسیاری میگردد . آنچه ما در نهایت میبینیم , محصول این فرایند پیچیده است .

بنار پس از ازدواج با همسرش بود که سوژه ی اصلی نقاشی هایش به بدن انسان و با محوریت هایی چون شست و شو , خواب و لذت های عصرگاهی تغییر پیدا کرد .

آنچه ازین پس در مقایسه با طبیعت های بنار رخداد اینگونه بود :

نامشخص بودن منبع نور و گاه حضور چند منبع نور

دو دو زدن چشم ها به هنگام مشاهده کار که به سبب همان ساختمان رنگی همزمانی است

خارج شدن از استانداردهای علمی و منطقی چنانچه در بعضی از نقاشی هایش حس میشود فرد دو شکم دارد و ..

فضاهایی خلسه آور و خواب آلود , تنهایی و حضور بیش از پیش نور و آب را میتوان در این قیاس به شمار آورد .

اما نکته ی جالبی هم در خصوص سایه ها وجود دارد !

در بسیاری از نقاشی ها , سایه زیرین یک شی یا یک موجود تیره نیست , سفید و نورانی است .

و این زیبایی شناسی بناری است .

نقاشی هایی با شکوه و با غنای رنگی بالا که تمام شکوه رنگی خود را مدیون خاکستری های زیرین هستند .

برچسب‌ها:
نوشته شده در چهارشنبه 20 شهريور 1398 ساعت 22:55 توسط : آرنیکا | دسته : | 0 بازدید
  • []

  • همه چیز با چند قطره خون شروع شد. یا اگر دقیق‌تر بگویم از توصیف خون در یک صفحه. داشتم اثر کلاسیک لوئیس لوری برای کودکان با عنوان تابستانی برای مردن (۱۹۷۷) را می‌خواندم. این اثر درباره‌ی دختری است که از سرطان خون می‌میرد. اولین چیزی که نشان می‌دهد این دختر بچه، مالی، مشکلی دارد آن است که خون‌ریزی بینی‌اش بند نمی‌آید. بعد از آن، هر بار از بینی من خون می‌آمد، احساس می‌کردم که تا مرگ من چیزی نمانده است. شروع می‌کردم به چک کردنِ خارج از اراده‌ی دست‌ها و پاهایم‏ و به دنبال کبودی‌های غیرعادی می‌گشتم، که خود نشانه‌ی محتمل دیگری برای سرطان خون است. به آن عمقی که من در دوران نوجوانی خود درباره‌ی مرگ تأمل می‌کردم، برخی از افراد در بستر مرگ خود تحمل نمی‌کنند. وسواس من چنان عمیق بود که مجبور شدم کتاب را به دور اندازم.

    وقتی بیش از یک دهه بعد، پزشکی به من گفت که دچار بیماری وسواس و رفتار خارج از اراده هستم (OCD) دنبال کردن ریسمان قرمز وسواس که از هر مرحله از زندگی من عبور کرده بود برایم ابداً کار دشواری نبود. زمانی که بیماری من تشخیص داده شد، من به همراه همه‌ی افراد دیگری که برمبنای معیارها به بیماری وسواس مبتلا هستند، در یک سر طیفی قرار گرفته بودم که نمودار خصوصیت‌های وسواس‌آمیز انسان‌ها است.

    این واقعیتی است که اصلاً نمی‌توان آن را بزک کرد: وسواس در شکل کامل خود نوعی بیماری است. این بیماری می‌تواند، همان‌طور که من دست‌اول این موضوع را تجربه کردم، فرد را از کار بیندازد. اما در عین حال، وسواسی بودن با لحظه‌ی فرهنگی کنونی ما تناسب دارد و افراد وسواسی که از کار افتاده نیستند معمولاً در رأس سلسله مراتب‌های اجتماعی و شغلی قرار گرفته‌اند. در اسطوره‌های یونانی تسیوس (Theseus)، یکی دیگر از وسواسی‌های پرموفقیت، مینوتور (Minotaur) را می‌کشد و سپس با دنبال کردن ریسمان قرمزی که آریادنه (Ariadne) به او می‌دهد راه خود را در مسیر تودرتوی معماگونه می‌یابد.

    در مورد من وسواس همیشه در یک خاک جوانه زده است: تهدید مبهم و هراس‌آور مرگ، خواه جسمانی، خواه اجتماعی و خواه اخلاقی. در همین دورانِ مطالعه‌ی رمان لاوری (Lowry) بود که به طور هم‌زمان کتاب آناتومی پدرم را که تألیف فرانک نِتِر است، مرتب از قفسه بیرون می‌آوردم و متقاعد شده بودم که از بدِ روزگار به بیماری‌های کمیابی که در آن کتاب با جزئیاتی ترسناک توصیف شده مبتلا هستم. سپس زیر سنگ آسیای تحصیل آکادمیک در یک مدرسه‌ی پر رقابت قرار گرفتم و ترس از نابودی خود را به مجرای مطالعه‌ی وسواس‌گونه هدایت کردم. تنش عصبی که درون مرا می‌جوید هر چند مرا دچار احساس بدبختی می‌کرد اما همچنین مانند تازیانه‌ای بود که مرا قبل از کنکور فیزیک به تلاشی دیوانه‌وار وادار کرد. هر جا اراده‌ام سست می‌شد، یک جرعه از جام ترس آن را دوباره زنده می‌کرد.

    درست است که وقتی اجازه دادم ترس‌هایم راهنمای من شوند، بعضی از بهترین نمرات خود را دریافت کردم، اما همین ترس‌ها‌ در مواقعی مرا فلج می‌کردند. وقتی دچار بیماری وسواس هستید، هر فکر وسواسی در یک زمینه‌ی خاص با یک رفتار خارج از اراده مرتبط همراه است – رفتاری که احساس می‌کنید باید آن را انجام دهید تا از شر آن فکر آزارنده خلاص شوید. حتی پس از آنکه کتاب تابستانی برای مردن را به دور انداختم، با مهارت بسیار، دغدغه‌های کوچک مرتبط با سلامتی را به بحران‌های بزرگی تبدیل می‌کردم و به شکلی خارج از اراده وب‌سایت‌های پزشکی را در گوگل جستجو می‌کردم تا خود را قانع کنم که دچار سرطان خون یا رحم نیستم.

    وقتی به عنوان نویسنده مشغول به کار شدم، با افکاری مهاجم که گویا از ناکجا سر بر می‌آوردند درگیر بودم: آن مقاله‌‌ی قدیمی را که درباره‌ی بازمانده‌های فسیلی دایناسورها نوشته بودی به یادت هست؟ بهتر است آن را دوباره بخوانی و هر کلمه و هر عبارت را چک کنی، تا مطمئن شوی که اشتباهی نشده و تک‌تک منابع را ذکر کرده‌ای. قافیه‌ی «یک اشتباهی شده، یک اشتباهی شده» تقریباً بر صدای هر وسواسی که در مغز من فریاد می‌کشید، غلبه کرد. هر رفتار اجباری کوششی بی‌ثمر برای خاموش کردن این صدا بود.

    اغلب افراد وقتی درباره‌ی بیماری وسواس فکر می‌کنند کسی را در ذهن تصویر می‌کنند که با دقتِ کارکنان یک بیمارستان بستر خود را مرتب می‌کند یا به شکل پایان‌ناپذیری دست‌های خود را می‌شوید تا از شر میکروب‌ها خلاص شود. اما من هرگز در این تعاریف جا نگرفتم ــ در واقع من آدم نامرتب و ژولیده‌ای هستم. تحقیقات نشان می‌دهد که افکار شکنجه‌آورِ مهاجم که بیماری وسواس را تعریف می‌کنند می‌توانند خود را به شکل‌هایی با تنوع سرگیجه‌آور نمایان سازند. وسواسی‌هایی هستند که دائماً دستان خود را می‌شویند یا از تَرَک‌های پیاده‌رو احتراز می‌کنند و البته کسانی مثل من هم هستند که وسواس آنها شبیه یک بحران وجودی ظاهر می‌شود.

    افکار شکنجه‌آورِ مهاجم که بیماری وسواس را تعریف می‌کنند می‌توانند خود را به شکل‌هایی با تنوع سرگیجه‌آور نمایان سازند. وسواسی‌هایی هستند که دائماً دستان خود را می‌شویند یا از تَرَک‌های پیاده‌رو احتراز می‌کنند و البته کسانی مثل من هم هستند که وسواس آنها شبیه یک بحران وجودی ظاهر می‌شود.

    بعضی از مبتلایان به وسواس افکار ناخواسته‌ی خشونت‌آمیز دارند (مثلاً این فکر که دوستان یا اعضای خانواده‌ی خود را خواهند کشت) و رفتارهای اجباری مشخصی را انجام می‌دهند، مانند به دور انداختن همه‌ی چاقو‌های خانه برای اطمینان از این‌که کسی را نخواهند کشت (اگرچه شاید هرگز به یک مورچه هم آزار نرسانده باشند). برخی دیگر که اصطلاحاً به «وسواس ارتباطی» مبتلا هستند، دائماً فکر می‌کنند که همسرشان به آنها خیانت کرده، اگرچه هیچ شاهدی برای این مدعا ندارند، و مرتب تلفن‌ها‌ و رفت و آمد او را کنترل می‌کنند تا از وفاداری او اطمینان حاصل کنند. و بعضی‌ها‌ وسواس اخلاقی دارد و همیشه در این فکر هستند که کاری غیر اخلاقی انجام داده‌اند، و خارج از اختیار دعا می‌کنند یا طلب عفو می‌کنند تا از بار گناهی که احساس می‌کنند قابل تحمل نیست آزاد شوند.

    تقریباً تنها یک تا سه درصد جمعیت بشری وسواس‌هایی چنان شدید دارند که می‌توان گفت به بیماری وسواس مبتلا هستند. اما گرایش انسان‌ها به وسواس بسیار عمومی‌تر از این است و هزاران سال است که با ما همراه بوده است. اگر چنین نبود، احتمالاً به عنوان یک گونه‌ از موجودات در موقعیت کنونی‌مان نبودیم.

    آنچه درباره‌ی زیست‌شناسی وسواس می‌دانیم حاکی از آن است که مغزهای ما طوری طراحی شده‌اند که وسواس را تا حدی تشویق کنند. تصاویر MRI نشان می‌دهد که افرادی که به بیماری وسواس مبتلا هستند در سه منطقه‌ی کلیدی از مغز خود فعالیت غیر عادی دارند: قشر اوربیتوفرانتال، سینگولیت جایرس درونی، بیسال گانگلیا. کارکردهای این منطقه‌های مغز به شکلی حیاتی برای آنچه عصب‌شناسان تشخیص خطا می‌نامند ضروری هستند: تشخیص اینکه چیزی اشتباه است تا مسیری برای تصحیح آن اشتباه اندیشیده شود.

    در افرادی که به وسواس مبتلا هستند، این سیستم تشخیص خطر شدیداً فعال می‌شود و باعث تولید چیزی می‌شوند که جفری شوارتز، روانکاو، از دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس (UCLA)، آن را «یک سیگنال دائمی تشخیص خطا» می‌خواند. به عبارت دیگر بیماری وسواس مانند صدای دزدگیر ماشینی است که حتی وقتی سعی می‌کنید آن را قطع کنید، متوقف نمی‌شود.

    با اینکه هیچ‌کس صدای دزدگیر ماشین را دوست ندارد، اغلب ما اگر نگران دزدیده شدن ماشین‌مان باشیم به خواست خود چنین دزدگیری را نصب می‌کنیم. اگر بر مبنای نظریه‌ی تکامل سخن بگوییم، وسواس ممکن است به دلیل مشابهی به وجود آمده باشد. استیون هرتلر، روانشناس، از دانشگاه نیو روشل در نیویورک، چنین می‌نویسد که «یک تنش اضطراب‌آور و انگیزه‌بخش هسته‌ی عاطفی صفت وسواس است.» او توضیح می‌دهد که این تنش ما را به اعمالی وادار می‌سازد که برای حفظ بقای ما ضروری هستند. کسانی که درباره‌ی تهدیدات احتمالی دچار وسواس هستند (اشخاص مهاجم، مارها و ببرها) شاید همراهان خوش‌مشربی نباشند، اما گرایش‌های کاساندرایی (Cassandra tendencies) بدبینانه‌ی آنها دوستان و خانواده‌هایشان را محافظت کرده و امکان استمرار نسل آنها را افزایش داده است. روانکاو آلمانی مارتین برون چنین می‌نویسد: «وسواس را می‌توانیم انتهای طیفی از استراتژی‌های تکامل یافته برای احتراز از صدمات بدانیم»

    همچنین ممکن است مغز‌های ما در آسیب‌پذیرترین مراحل زندگی‌مان ما را بیش از هر زمان به سوی وسواس سوق دهند. بر اساس یک پژوهش از دانشگاه نورت‌وسترن در شیکاگو زنان پس از زایمان علائمی از بیماری وسواس را با شدتی در حدود چهار برابر عموم افراد تجربه می‌کنند: ترس دائمی درباره‌ی آسیب دیدن بچه‌ی تازه‌متولد یا ابتلای او به عفونت بسیار معمول است. پژوهش‌گران فکر می‌کنند که دلیل این موضوع آن است که میزانی از وسواسی بودن بعد از تولد بچه می‌تواند واکنشی وفق‌دهنده باشد و سطح بالایی از هوشیاری را ایجاد کند که برای مراقبت از یک موجود کوچک و بی‌دفاع لازم است.

    مزایای یک سیستم حساس تشخیص خطر برای حفظ بقا می‌تواند توضیح دهد که چرا تشخیص‌دهنده‌های خطر با تنظیمات اندکی بالاتر از معمول نصیب میلیون‌ها نفر از ما شده است. با اینکه حدوداً یک نفر از ۴۰ نفر دچار بیماری وسواس هستند، تقریباً یک نفر از هر ۱۰ نفر وسواس و رفتارهایی خارج از اراده را تجربه می‌کنند، اما نه به شدتی که در زندگی روزانه‌شان اختلال ایجاد کند.

    در حالی که بیشتر ما گرایش‌های از پیش تعیین شده‌ای به وسواس داریم، و بعضی بیش از دیگران چنین هستند، محیط فرهنگی کنونی ما این گرایش‌ها را تشویق می‌کند و شدت می‌بخشد. تشویق‌های جمعی ما از صفات مرتبط با وسواس در اخلاق کاری پروتستان‌ها ریشه دارند، یعنی در مفهوم مولد بودن به عنوان یک مأموریت مقدس. ماکس وبر جامعه‌شناس آلمانی در سال ۱۹۰۵چنین نوشت: «چنین نگرشی به هیچ‌وجه محصول طبیعت نیست. این نگرش تنها می‌تواند محصول یک فرآیند طولانی و دشوارِ آموزش و پرورش باشد.»

    امروزه فرایند آموزش و پرورش (یعنی شیوه‌ی سیستماتیکی که ما وسواس را پاداش می‌دهیم و تقویت می‌کنیم) از دوران ابتدایی آغاز می‌شود، جایی که کودکانِ تازه از پوشک درآمده ممکن است به علت عدم آمادگی تحصیلی سرخورده شوند. همین روند در تمام سال‌های مدرسه ادامه دارد، از جمله وقتی که نوجوانان اجباراً نامه‌های سوابق تحصیلی خود را که باید حرف به حرف کامل باشد برای جلب علاقه‌ی دانشگاه‌های خوش‌نام‌و‌نشان تهیه می‌کنند. و همین روند در امتداد بزرگسالی نیز ادامه می‌یابد، در زمانی که ما رزومه‌های خود را به اطراف می‌فرستیم و برای دست‌یابی به آن چیزی که ما را از دیگران متمایز خواهد ساخت سخت تلاش می‌کنیم. درون سیستمی که به گفته‌ی وبر «بقای اقتصادی اصلح» پسندیده قلمداد می‌شود، موقعیت‌های شغلی خوب کمیاب هستند و تفاوت میان افراد بالقوه برای این موقعیت‌ها بسیار اندک است و نتایج اقتصادیِ از دست دادن این موقعیت‌ها بسیار بزرگ است. عجیب نیست که تشخیص‌دهنده‌های خطرِ ما که از قبل حساس بوده‌اند، در حالت آژیر خطر قرار می‌گیرند.

    به علاوه کسانی که به علت وسواس خود از بعضی موانع عبور می‌کنند پاداش فراوانی دریافت می‌کنند. عبارت‌های توصیه‌نامه‌‌های متقاضیان کار که به موضوع وسواس اشاره دارد، چشمان مدیران استخدام کننده را به خود جلب می‌کند: «گرایش به جزئیات»، «مصالحه‌ناپذیر»، «برخوردار از اخلاق برتر کاری». و بسیاری از همین مدیران به دلیل داشتن همین گرایش‌ها از سلسله مراتب شغلی بالا رفته‌اند. اِدا گوربیس، روان‌شناس و مدیر مؤسسه‌ی بیماری‌های مرتبط با اضطراب در لس‌آنجلس، می‌گوید که بسیاری از افرادِ حرفه‌ای در واقع باید دغدغه‌های وسواس‌گونه داشته باشند که «از کنترل خارج نمی‌شود، و اطمینان حاصل می‌شود که کارها به درستی انجام می‌شوند». در میان کسانی که وسواس خود را به سمت هدفی سازنده هدایت کرده‌اند، مأموران بررسی محل وقوع جرم هستند که شواهد دقیق و جزیی را پیدا می‌کنند، ستاره‌شناسانی هستند که با سخت‌کوشی شب‌ها به آسمان خیره می‌شوند تا بینش‌های دقیق‌تری درباره‌ی کیهان به دست آورند، و جراحانی هستند که دقت برش‌های‌شان مرگ و زندگی بیماران را رقم می‌زند.

    منبع : نگاه نو

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد 1398 ساعت 14:03 توسط : آرنیکا | دسته : | 2 بازدید
  • []

  • باز فکر و خیال باز
    همان تصویر لعنتی یادت هست؟
    من بچه بودم . . .
    تو نشسته ای توی کوچه
    شکستن یخ جوی آب یادت هست؟
    چقدر غمگین بود سهم تو از زندگی
    حالا رماتیسم !
    چقدر غمگین هست سهم تو از زندگی
    هر چند زغال قلیان داغ کرده صورتم را
    اما سردتر از دستان تو در آن کوچه می شوم
    من اینجا و تو همان جا تنها
    این هم سهم تلخ دیگر تو
    دوستت دارم مادر

    زغال

    قیمت تنباکو

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد 1398 ساعت 11:12 توسط : آرنیکا | دسته : | 4 بازدید
  • []

  • مازندران 15 شهرستان ساحلی دارد و در اغلب این سواحل، مردم محلی با امكانات اولیه، از گردشگران پذیرایی می كنند، بلالی پخته می شود و آشی فروخته می شود، قلیانی كه چاق می شود تا گردشگر كام بگیرد و از تماشای دریا لذت ببرد. 

    تنباکو
    طبیعت زیبای مازندران همه ساله پذیرای گردشگرانی از سراسر كشور است و در این میان، دریا، مشتاقان بیشتری از جمع گردشگران دارد، مگر می شود به مازندران آمد و از دریا بهره مند نشد. اما دریا در مازندران چه چیزی برای گردشگران دارد؟ تقریبا هیچ! مگر در مواردی معدود كه البته امكانات هم آن قدر محدود است كه شاید همین مساله باعث شده گردشگری ساحلی و دریایی در مازندران، كم رونق و بی جان باشد. 
    'ساحل 400 كیلومتری دریا در مازندران، كشتی تفریحی و اسكله مناسب ندارد، در حال برنامه ریزی هستیم 131 اسكله در استان ایجاد كنیم' این جملات بخشی از سخنان استاندار مازندران در جلسه بررسی روند اجرای طرح های راه و شهرسازی در استان است. 
    در بسیاری از سواحل مازندران، سرویس بهداشتی مناسب وجود ندارد، طرح های دریا با چادرهای برزنتی بسته می شوند و گردشگری باقی می ماند كه باید با این امكانات محدود، بسوزد و بسازد، آخر از دریا نمی شود گذشت. 
    در كنار دیگر شاخه های گردشگری، گردشگری دریایی هم در مازندران ناكام مانده و در حال حاضر فقط این طبیعت دل انگیز این استان شمالی است كه گردشگران را سحر كرده و به خود جذب می كند. 
    سال هاست كه مسئولان حوزه گردشگری مازندران، در زمینه توسعه گردشگری دریایی شعار می دهند اما هنوز به مرحله عمل نرسیده اند. 
    یك فعال حوزه گردشگری دریایی به خبرنگار ایرنا گفت: نوسانات بازار ارز، باعث تعویق در بسیاری از كارها شده و ركود را در صنعت شاهد هستیم كه صنعت گردشگری را هم تحت الشعاع قرار داده است. 
    كتایون معینی با بیان اینكه عملكرد سازمان ها و بانك ها با تاخیر است، افزود: تا سازمان ها و بانك ها تصمیم بگیرند قیمت ها تغییر می كند، این نوسانات به بازار شوك ایجاد می كند شوكی كه نمی توان به راحتی احیا كرد و صنایع گردشگری و دریایی، جزو گران ترین صنایع و هزینه بر هستند. 
    وی با اشاره به اینكه مازندران می توانست در زمینه گردشگری دریایی، استانی پیش رو باشد، اظهار كرد: اما این اتفاق در مازندران نیفتاد چون در برخی بخش ها مدیران ناكارآمد دارد. 
    معینی با بیان اینكه چند صد اسكله در استان های ساحلی جنوب ایران ساخته شده كه در اختیار بخش خصوصی قرار گرفت، تصریح كرد: اما در مازندران چند اسكله ساخته شده كه بتواند گردشگری دریایی را رونق دهد. 
    وی ادامه داد: وقتی پست اسكله در نوار ساحلی وجود نداشته باشد شناور چه طور حركت كند و از كدام بندر به بندر دیگر رهسپار شود. 
    معینی با اشاره به اینكه برای فعال شدن گردشگری دریایی در مازندران، استاندار باید مشاورانی از فعالان این حوزه داشته باشد، خاطرنشان كرد: برای انجام كار در زمینه گردشگری دریایی نباید شعار داد بلكه این مسیر نیازمند جذب سرمایه گذار است. 
    این فعال حوزه گردشگری دریایی با بیان اینكه با درهای بسته در زمینه گردشگری دریایی در مازندران هیچ اتفاقی نمی افتد، افزود: زمانی می توان سرمایه گذار جذب كرد كه امنیت سرمایه گذار فراهم باشد اما به نظر می رسد سرمایه گذار در مازندران امنیت ندارد. 
    وی كه اسكله فرح آباد ساری و اسكله رامسر را در مازندران احداث كرده ، اظهار كرد: در مازندران ظرفیت برای فعالیت در زمینه گردشگری دریایی وجود دارد اما اجازه كار نمی دهند و برخی از دست اندر كاران این حوزه، اهل بخیه هستند و سرمایه گذار را فراری می دهند. 
    معینی با اشاره به اینكه در 2 دهه اخیر اتفاق خوبی در زمینه گردشگری در مازندران رخ نداده است، ادامه داد: چون هر كسی كه خواست كاری انجام دهد جلویش را گرفتند. 
    وی یادآور شد: تا زمانی كه استاندار مازندران، مشاور ذی صلاح دریایی با تجربه كاری، نداشته باشد كار پیش نمی رود، تصریح كرد: صندلی اداره كل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران می چرخد و هر بار فردی بر این صندلی می نشیند اما اتفاقی نمی افتد، حتی اگر مدیری بخواهد كار كند تا دیگر بخش ها را مجاب كند، عمر مدیریتش به پایان می رسد. 
    این فعال حوزه گردشگری دریایی با اشاره به اینكه سیكل معیوبی در مدیریت استان مازندران وجود دارد كه به خاطر انتخاب اشتباه است، افزود: هر مسئولی تصمیم جداگانه ای دارد و حتی گاهی نظر 2 معاون در یك حوزه با همدیگر متفاوت است. 
    وی با بیان اینكه مازندران در صورتی می تواند در گردشگری دریایی توسعه یابد كه استاندار سواد دریایی داشته باشد، ادامه داد: نخستین چیزی كه مدیركل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران باید بداند الفبای گردشگری دریایی است چون مازندران استان ساحلی است و باید از این ظرفیت بهره برد. 
    معینی با اشاره به اینكه در سال 80 ساحل فرح آباد ساری، مركز مواد مخدر و فساد بود، اظهار كرد: با لودر آن محل را صاف كردیم و به منطقه نسبتا دریایی تبدیل شد، گردشگری دریایی به معنای آباد كردن منطقه با استفاده از ظرفیت های همان مكان است كه با احداث اسكله، استفاده از شناور و موارد اینچنینی اتفاق می افتد. 
    وی با بیان اینكه میزان بهره مندی از گردشگری دریایی مازندران در ردیف صفر قرار دارد، افزود: سال هاست شاهد هستیم آن چه كه به عنوان گردشگر وارد استان های شمالی می شود زباله آور بوده و درآمدزا نیست در حالی كه گردشگری دریایی می تواند درآمد بسیاری نصیب استان كند. 
    این فعال حوزه گردشگری دریایی با اشاره به اینكه می توان با احداث پیست های مختلف ورزشی در ساحل، مكان تفریحی مناسبی برای گردشگران فراهم كرد، گفت: این در حالی است كه اوج گردشگری دریایی در سواحل مازندران، احداث سفره خانه ها و استعمال قلیان است، البته در برخی سواحل، جت اسكی وجود دارد اما هزینه استفاده از آن گران است و هر كسی نمی تواند استفاده كند. 
    وی با بیان اینكه توسعه گردشگری دریایی در مازندران، نیازمند تفكر دریایی است، یادآور شد: سازمان های ذی ربط در تهران درباره دریا تصمیم گیری می كنند اما در استان به مرحله اجرا نمی رسد، ساحل مازندران چیزی برای عرضه به گردشگر و مردم محلی ندارد و علت آن ضعف های مدیریتی است. 

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 23 تير 1398 ساعت 11:20 توسط : آرنیکا | دسته : | 7 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    نماینده میکروتیک | منزل مبله شیراز | تشریفات عروسی | طراحی بنر | تور چابهار | کتراک | اجاره آپارتمان مبله در تهران | قطعات پکیج ایران رادیاتور | آینه کاری | گیت کنترل تردد نفر | اجاره سوئیت در شیراز | فرش کاشان | آموزش زبان انگلیسی | دکتر نوروزیان | پاپ آپ نمایشگاهی | دانلود رایگان فیلم | محمد صفرزاده | آموزش تعمیرات برد | چاپ کارت شناسایی | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات